المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٣٥ - حكم جمع مؤنث در اسم مقصور و ممدود
جمع ايندو نيز بايد آن را عملى كنيم لذا اگر در تثنيه ايندو آخر كلمه تغيير كند در جمعشان نيز بايد آن را تغيير داد و در صورت عدم تغيير در جمعشان نيز نبايد آخر آنها را تغيير داد.
مثلا كلمه « زيد » اسم صحيح است در تثنيهاش آخر آن را تغيير نداده و مىگوئيم: زيدان و زيدين در جمعش نيز مىگوئيم: زيدون و زيدين.
و كلمه « علباء » اسم ممدود است در تثنيهاش آخر آن را مىتوان تغيير داد و گفت علباوان در جمعش نيز جايز است بگوئيم: علباوون.
حكم جمع مؤنّث در اسم مقصور و ممدود
مصنّف گويد:
و اگر آن را با الف و تاء جمع بستى الف را در جمع قلب كن به همان نحوى كه در تثنيه قلب مىكردى و تاء را از كلمهاى كه « تاء » دارد البتّه ملزم باش كه حذف نمائى.
شارح گويد:
منظور اينست كه اگر هركدام از مقصور و ممدود را خواستى با الف و تاء جمع ببندى قاعده آنست كه الف مقصوره يا همره را مىبايد به ياء يا واو قلب كنى همان طورى كه در تثنيه ايندو چنين مىكردى بنابراين در جمع: مشترى مىگوئى: مشتريات (اجناس خريده شده) و در جمع: رحى مىگوئى: رحيات (سنگهاى آسياب) و در جمع: متى مىگوئى متيات و در جمع قنى مىگوئى: قنوات (نيزهها يا كاريزها) و در جمع: صحراء مىگوئى: صحراوات و در جمع: نبّات مىگوئى: نبّاوات (تپّه) و در جمع: قرّاء مىگوئى: قرّاءات (بسيار قرائتكنندهگان).
مؤلّف گويد:
وجه اينكه همزه در « قرّاءات » به واو يا ياء قلب شده اينست كه همزه اصل و جزء كلمه بوده و از حرفى قلب نشده تا در هنگام جمع باوّلش باز گردد.
سپس شارح گويد:
كلماتى كه در مفرد به تاء تأنيث ختم مىشود هنگام جمع با الف و تاء لازم است تاء را حذف كرده و سپس الف و تاء را به آن افزود چنانچه قبلا گذشت يعنى در « قناة » و « قرائة » گفتيم قنوات و قراءات.